شنبه، 24 دی 1390يا كورند يا مستند يا ديوانه ...جمعه، 23 دی 1390درگذشت صاحب چای احمد و بنیان گذار بیمارستان افشار دزفول : احمد افشار
در خبری که به قلم فرید انصاری دزفولی در سایت انقلاب اسلامی درج شده است، آمده است: چهارشنبه 21 دی حاج احمد افشار صاحب چای احمد که یکی از نادر خیرین ایرانی اهل دزفول است در لندن درگذشت. کمتر ایرانی یافت می شود که اسم چای احمد را نشینده باشد. در منزل اکثر ایرانی ها چای احمد یافت می شود بدون آنکه بدانند صاحب آن کیست، اما در بین دزفولی ها و بسیاری از ایرانیان معروفیت ایشان نه بخاطر چایش که بخاطر انجام کارهای بشردوستانه اش بود. هیچ دزفولی نیست که از بیمارستان افشار که او بنیادش نهاده بود بهره مند نشده باشد. زمانی که در شهر دزفول تنها یک شیرو خورشید(هلال احمر) با حداقل امکاناتی که عمدتاً جوابگوی نیازهای درمانی بهداشتی شهر بزرگی چون دزفول و اطرافش نبود، وجود داشت، او اقدام به تاسیس اولین بیمارستان مجهز در این شهر کرد. بعلاوه یادآوری می شود که بیمارستان جندی شاپور در دوران شاه قبلی در اهواز توسط خاندان افشار مرمت شد و مبدل به آن بیمارستان معروف جندی شاپور گشت که افتخار خوزستان و ایران گردید. قبل از آن بیمارستان جندی شاپور در اهواز علیرغم سابقه تاریخی اش یک بیمارستان کوچکی با امکانات محدود بود. و در ضمن بیمارستان شماره ۲ جندی شاپور در منطقه گلستان اهواز با یاری حاج احمد افشار و خانواده اش پی ریزی و ساخته شد. در اهواز و دزفول هیچ نیازمندی به در خانه آنان نرفت که نا امید برگردد. به بسیاری از محصلین ندار پول می داد تا به ادامه تحصیل بپردازند. در ایام عید نوروز برای اکثر محصلین غیر مرفه مدارس لباس نو تدارک می دید و بین آنان بخش می کرد. حاج احمد فشار و خانواده اش خدمات عدیده ای به نوع بشر کرده اند. آن مرحوم تنها بنیانگذار بیمارستانی در دزفول و اهواز نبوده است. ساخت بیمارستانها، مدارس، موسسات خیریه در ایران و سایر کشورهای دنیا مثل هندوستان، سریلانکا، چچن و ....... اعمالی هستند که باعث شده اند آنان بتوانند در قلوب بسیاری از مردم جهان جای بگیرند و آنان را شاد کنند. اولین بار که او را دیدم مهربانیش را با تمام وجودم احساس کردم و زیبائی واقعی نیکی را در صورتش یافتم. او اصلی ترین امدادگر انجمن حمایت از معلولین ایرانی بود. وقتی یکی از تلویزون های ایرانی با من تماس گرفته بود تا از او مستندی بسازد این پیام را به ایشان رساندم در پاسخ گفت: «حاضرم بشرطی که فیلمم را بعد از مرگم نشان دهند.» روزی برایم می گفت : «آقای انصاری بچه بودم دوست داشتم پزشک شوم تا به مردم کمک کنم. دست روزگار مرا به بازار کشاند، ولی بخود گفتم اگر از طریق پزشکی نتوانسته ام به مردم یاری رسانم، حال از این طریق می توانم به آنان کمک رسانم.» مردان خدایی چون احمد افشار هرگز نمی میرند. منبع
ارسال شده توسط salek
در چنين کنند بزرگان
در
17:48
| نظر ها (2)
| دنبالک ها (0)
| بیشترین خروج ها (0)
دوشنبه، 9 آبان 1390داستان سه پيمانکار...
تعمیر و نگهداری از کاخ سفید بصورت یک مناقصه مطرح شد.
یک پیمانکار آمریکایی، یک مکزیکی و یک ایرانی در این مناقصه شرکت کردند. پیمانکار آمریکایی پس از بازدید محل و بررسی هزینه ها مبلغ پیشنهادی خود را 900 دلار اعلام کرد. مسؤل کاخ سفید دلیل قیمت گذاری اش را پرسید و وی در پاسخ گفت: 400 دلار بابت تهیه مواد اولیه + 400 دلار بابت هزینه های کارگران و... + 100 دلار استفاده بنده. .. پیمانکار مکزیکی هم پس از بازدید محل و بررسی هزینه ها مبلغ پیشنهادی خود را 700 دلار اعلام کرد : 300 دلار بابت تهیه مواد اولیه + 300 دلار بابت هزینه های کارگران و... + 100 دلار استفاده بنده. .. اما نوبت به پیمانکار ایرانی که رسید بدون محاسبه و بازدید از محل به سمت مسؤل کاح سفید رفت و در گوشش گفت: قیمت پیشنهادی من 2700 دلار است!!! مسؤل کاخ سفید با عصبانیت گفت: تو دیوانه شدی، چرا 2700 دلار؟!!!!! پیمانکار ایرانی در کمال خونسردی در گوشش گفت: آرام باش... 1000 دلار برای تو...... و1000 برای من ....... و انجام کار هم با پیمانکار مکزیکی. وبه اين ترتيب پیمانکار ایرانی در مناقصه برنده شد!!!! یک شنبه، 1 آبان 1390دارم میمیرم!
اومد پيشم حالش خيلي عجيب بود فهميدم با بقيه فرق ميکنه
گفت :حاج آقا يه سوال دارم که خيلي جوابش برام مهمه گفتم :چشم اگه جوابشو بدونم خوشحال ميشم بتونم کمکتون کنم گفت: من رفتني ام! گفتم: يعني چي؟ گفت: دارم ميميرم گفتم: دکتر ديگه اي رفتی، خارج از کشور؟ گفت: نه همه اتفاق نظر دارن، گفتن خارج هم کاري نميشه کرد. گفتم: خدا کريمه، انشاله که بهت سلامتي ميده با تعجب نگاه کرد و گفت: اگه من بميرم یعنی خدا کريم نيست؟ فهميدم آدم فهميده ايه و نميشه گول ماليد سرش گفتم: راست ميگي، حالا سوالت چيه؟ گفت: من از وقتي فهميدم دارم ميميرم خيلي ناراحت شدم از خونه بيرون نميومدم کارم شده بود تو اتاق موندن و غصه خوردن تا اينکه يه روز به خودم گفتم تا کي منتظر مرگ باشم خلاصه يه روز صبح از خونه زدم بيرون مثل همه شروع به کار کردم اما با مردم فرق داشتم، چون من قرار بود برم و انگار اين حال منو کسي نداشت خيلي مهربون شدم، ديگه رفتاراي غلط مردم خيلي اذيتم نميکرد با خودم ميگفتم بذار دلشون خوش باشه که سر من کلاه گذاشتن آخه من رفتني ام و اونا انگار موندنی سرتونو درد نيارم من کار ميکردم اما حرص نداشتم بين مردم بودم اما بهشون ظلم نميکردم و دوستشون داشتم ماشين عروس که ميديدم از ته دل شاد ميشدم و دعا ميکردم گدا که ميديدم از ته دل غصه ميخوردم و بدون اينکه حساب کتاب کنم کمک ميکردم مثل پير مردا برای همه جوونا آرزوي خوشبختي ميکردم الغرض اينکه اين ماجرا منو آدم خوبي کرد و مهربون شدم حالا سوالم اينه که من به خاطر مرگ خوب شدم و آيا خدا اين خوب شدن منو قبول ميکنه؟ گفتم: بله، اونجور که میدونم و به نظرم ميرسه آدما تا دم رفتن خوب شدنشون واسه خدا عزيزه آرام آرام خدا حافظي کرد و تشکر، وقتی داشت ميرفت گفتم: راستي نگفتي چقدر وقت داري؟ گفت: معلوم نيست بين يک روز تا چند هزار روز!!! يه چرتکه انداختم ديدم منم تقريبا همين قدرا وقت دارم. با تعجب گفتم: مگه بيماريت چيه؟ گفت: بيمار نيستم! گفتم: پس چي؟ گفت: فهميدم مردنيم، رفتم دکتر گفتم: ميتونيد کاري کنيد که نميرم گفتن: نه گفتم: خارج چي؟ و باز گفتند : نه! خلاصه حاجي مارفتني هستيم وقتش فرقي داره مگه؟ باز خنديد و رفت و دل منو با خودش برد یک شنبه، 27 شهریور 1390مشت در جیب!جمعه، 25 شهریور 1390درگیری طرفداران استقلال ( تاج ) و پرسپوليس در سال 1349یک شنبه، 20 شهریور 1390سرگذشت جالب یک لغت: استکان
در پس اکثر لغات و اسم ها فلسفه ی جالبی نهفته است.
چرا "استکان"؟؟ در زمانهای قدیم هنگامیکه هندوها با کشورهای عربی مراوده تجاری داشتند برای نوشیدن چای به همراه خود پیالههایی را به این کشورها خصوصا عراق و شام قدیم آوردند که در آن کشورها به بیاله معروف شد.پس از آن اروپاییانی که برای تجارت به کشورهای عربی سفر میکردند چون در کشورشان از فنجان برای نوشیدن چای یا قهوه استفاده میکردند هنگام بازگشت به کشورشان این پیالهها را به عنوان یادگاری میبردند و آن را East Tea Can می نامیدند. " ظرف چای شرقی" به تدریج این کلمه به کشورهای شرقی بازگشت و در آنجا متداول شد. جمعه، 11 شهریور 1390گروههای خونی مختلف و رژيم های غذایی متفاوت!
متخصصان تغذيه ميگويند؛ هر گروه خوني در زمان متفاوتي از تاريخ تكامل بشري، شكل گرفته است و بنابراين ما بايد رژيمهاي غذايي خود را مطابق با رژيم غذايي اجدادمان در زمان تكامل گروه خوني مشابه در بدن آنها هماهنگ كنيم.
آنها تاكيد دارند: اگر غذاهايي را بخوريد كه متناسب و سازگار با گروه خوني خودتان هستند، ميتوانيد به راحتي آنها را هضم كنيد، وزنتان كاهش يابد و سلامت و شادي بيشتري را تجربه كنيد.
به گزارش سايت اينترنتي مركز مطالعات پزشكي مايوكلينيك، افرادي كه گروه خوني آنها «O»است، در واقع قديميترين گروه خوني را به لحاظ سابقه تكامل بشري دارند و بنابراين با اين گروه خوني اگر از رژيم غذايي يك شكارچي مثل اجداد انسان در آن زمان پيروي كند، احساس بهتري خواهد داشت.اين افراد تمايل دارند كه سطح زيادي از انرژي را دريافت كنند و بسيار سازمان يافته هستند. براي افراد با گروه خوني «O» توصيه ميشود كه رژيم غذايي حاوي پروتئين زيادي باشند و اگر اين گروه فقط سبزي خوار باشند، دائم احساس گرسنگي ميكنند و در نتيجه به خوردن تنقلات روي ميآورند كه در نتيجه با مشكلاتي در ميزان قند خون و متابوليسم مواجه خواهند شد. اين افراد ميتوانند آزادانه گوشت لخم و ماهي مصرف كنند، اما از خوردن زياد لبنيات يا كربوهيدارتها بايد خودداري كنند. از نظر ورزش كردن هم اين گروه بايد در روز يك ساعت، فعاليت بدني داشته باشند و ترجيحا در هنگام صبح به جاي عصر ورزش كنند. براي اين اشخاص شنا، پيادهروي و دوچرخهسواري توصيه ميشود. در مورد گروه خوني «B» نيز، هيچ گروه خوني ديگري به اندازه «B» مظهر ميانهروي نيست. اين گروه خوني در زماني تكامل يافته كه انسانها بيشتر سفر ميكردند و بنابراين گوشت، سبزيجات و غلات به شيوهاي متعادلتر مصرف ميشدهاند. اگر گروه خوني شما «B» است، بايد بدانيد كه به طور كلي طبعي قويتر و سالمتر داريد و بسيار واقع بين و عمل گرا هستيد. براي افرادي كه گروه خوني «B» دارند، رژيم غذايي تركيبي از رژيم گروه خوني «A» و «O» است. يعني از هر چيزي ميتوانند كمي بخورند و اين گروه به طور كلي خوش شانستر هستند، چون راحتتر ميتوانند وزن از دست بدهند. گروه خوني «B» ميتوانند به راحتي گوشت، ماهي، قهوه، سبزيجات و غلات عاري از گندم استفاده كنند و از خوردن غذاهاي فرآوري شده بايد خودداري كنند. اين افراد بهتر است تمرينات ورزشي ملايمي را انجام دهند كه هم از جسم و هم از مغزشان استفاده كنند و اما در مورد گروه خوني «A» بايد گفت كه اين گروه خوني كمي ديرتر از گروه خوني «O» تكامل يافته است، يعني زماني كه بشر به جاي شكار، كشاورزي ميكرده است. بنابراين افراد با گروه خوني «A»، پروتئين كمتر، اما غلات بيشتر احتياج دارند. گروه خوني«A» اغلب خلاقيت بالايي دارند و در عين حال كه بسيار حساس هستند، ميتوانند حلال مشكلات خوبي هم باشند. اين اشخاص بايد گوشت كمتر، اما سبزيجات بيشتر بخورند. آنها در مصرف مغز خشكبار، دانهها، غلات، پاستا، ميوه و سبزيجات كاملا آزاد هستند، اما در خوردن لبنيات به ويژه اگر آلرژي دارند و نيز از مصرف زياد گوشت، بايد پرهيز كنند. افراد با گروه خوني «A» نسبت به «O» به فعاليت و تحرك كمتري نياز دارند و براي آنها فقط 30 دقيقه نرمش آرام در روز مثل يوگا، تايچي يا پياده روي در فضاي آزاد، بسيار مناسب است. بالاخره گروه خوني «AB» كه تركيبي از گروه «A» و گروه «B» است و افراد با گروه خوني«AB» ميتوانند تركيبي از رژيم غذايي هر دو گروه را داشته باشند. اين افراد داراي خلاقيت هستند و مغز خوبي براي تجارت و كنار آمدن و سازگاري با مردم دارند. اين گروه بايد از خوردن زياد گوشت پرهيز كنند و هميشه در رژيم غذايي خود سبزيجات را بگنجانند. بهترين خوردنيها براي گروه خوني «AB»ماهي، سبزيجات، كربوهيدارتها و غلات است، اما گوشت زيادي براي اين گروه مفيد نيست و بايد از آن پرهيز كنند. از نظر فعاليت بدني به اين گروه توصيه ميشود كه تركيبي از فعاليتهاي آرام مثل يوگا و نيز جلساتي از تمرينات اندكي پرتحركتر مثل پرش سبك را داشته باشند. به نقل از منابع اينترنتی جمعه، 4 شهریور 1390گربه در معبد
در روزگاران قديم در يك معبد قديمي استاد بزرگي بود كه انديشه هاي نويني را درس مي داد. در معبد گربه اي بود كه هنگام درس دادن استاد سروصدا ميكرد و حواس شاگردان را پرت ميكرد.
استاد إز دست گربه عصباني شد و دستور داد تا هر وقت كلاس تشكيل ميشود، گربه را زندانی كنند. چند سال بعد استاد درگذشت ولي گربه همچنان در طول جلسات استادان ديگر زنداني ميشد. بعد إز مدتي گربه هم مرد. مريدان استاد بزرگ گربه ديگري را گرفتند و در هنگام درس اساتيد معبد آن را در قفس زنداني كردند. قرن ها گذشت و نسل هاي بعدي درباره ي تاثير زنداني كردن گربه ها بر تمركز دانشجويان، رساله ها نوشتند!! آموزش زبان انگلیسی
Longtime: در حمام ، زمان پیچیدن لونگ را گویند
Long time no see: !دارم لونگ میپیچم ، نگاه نکن San Jose: به ترکی ، شما خوزه هستید MacBook: کتابچهٔ راهنمای حجاج Bertolucci: چپ چشمی که بربر نگاهت میکند Comfortable: بفرمایید سر میز Burkina Faso: برو کنار وایسا His friends: دوستان هیز Parkinson: پسر سرایدار را گویند که در اتاقکی در پارکینگ زندگی میکند Velocity: (شهری که مردم آن از هر موقعیتی برای ولو شدن استفاده میکنند (شیراز Categorize: نوعی غذای شمالی که با برنج و گوشت گراز طبخ میشود The man who owns a locker: مرتیکه لاکردا Acrobat reader: ژیمیناستی که موقع اجرا گند میزند Refer: فرکردن مجدد مو Good one: وانِ بزرگ و جادار Sweetzerland: سرزمینی که مردمانش زیاد زر میزنند اما به دل مینشیند Accessible: عکس سیبیل ادامه مطلب "آموزش زبان انگلیسی" جمعه، 28 مرداد 1390شب قدر
تشنه ام این رمضان تشنه تر از هر رمضانی
شب قدر آمده تا قدر دل خویش بدانی لیله القدر عزیز است بیا دل بتکانیم سهم ما چیست از این روز، همین خانه تکانی
ارسال شده توسط salek
در ازحال خوب تا حال بد
در
23:32
| نظر ها (0)
| دنبالک ها (0)
| بیشترین خروج ها (0)
سکسکه و راههای درمان آن
سكسكه عبارت است از انقباضات ناخودآگاه و مكرر عضله دیافراگم. سكسكه یك علامت است و نه یك بیماری. در ایجاد سكسكه دیافراگم (عضله بزرگ و نازكی كه قفسه سینه را از شكم جدا میسازد) و عصب فرنیك (عصبی كه دیافراگم را به مغز وصل میكند) نقش دارند. تقریباً همه ممكن است دچار سكسكه شوند، حتی جنینی كه در رحم مادر است. برای درمان سکسکه های کوتاه مدت که بسیاری از ما در طول عمر بارها و بارها ممکن است به آن دچار شویم دهها راه حل خانگی تجويز شده است. درمانهایی که بسیاری از آنها ( هر جند توسط پزشکان توصیه نشده اند ) جواب داده و می دهد. مثلا من امروز صبح با يک سکسکه شديد و آزار دهنده از خواب بیدار شدم. بعد از تست يکی دو درمان متداول خانگی ، از راه حلی که برای من جديد بود از طریق منابع اینترنتی استفاده کردم: فرو کردن دو انگشت سبسابه در گوشها به مدت 20 ثانیه...با این روش سکسکه من بلافاصله قطع شد.
توصیه شده که اگر سکسکه شما بیش از هشت ساعت متناوبا یا مستمرا ادامه پیدا کرد حتما به پزشک مراجعه کنید . برخی از درمانهای خانگی سکسکه کوتاه مدت به شرح زیر است: 1- نفس خود را نگاه دارید و تا 10 بشمارید. 2- داخل یك كیسه كاغذی تنفس كنید. از كیسه پلاستیكی استفاده نكنید زیرا ممكن است به سوراخ بینی بچسبد. ( البته به مدت کوتاه نه مادام العمر!) 3- اگشت شست خود را بین دندانها و لب بالا قرار دهید. سپس لب بالا را با انگشت سبابه خود، درست در زیر سوراخ بینی سمت راست، فشار دهید. ( من خودم نفهمیدم این روش چطوری ست شما اگر متوجه شدید کامنت بگذارید ) 4- انگشتان سبابه خود را حدود 20 ثانیه داخل هر دو گوش فشاردهید. ( برای من که جواب داد و سریعا سکسکه مرا خوب کرد ) 5- یك لیوان آب را به سرعت بنوشید. ( قدیمیا می گفتند بدون اینکه نفس بکشی آب را در 7 قلپ بنوشید...این راه را معمولا به دیگران توصیه کرده ام و جواب داده است) 6- نان خشك یا یخ خرد شده قورت دهید. 7- زبان خود را به ملایمت بكشید ، يا خودتان زبانتان را در بیاورید( مواظب باشید در محافل عمومی اینکار را نکنید مبادا به دیگران بر بخورد!!) 8- چشمان خود را ببندید و فشار ملایمی را به كرههای چشم وارد كنید. ( خودتان را کور نکنید...گفتم به ملایمت) 9- خوردن یک قاشق شکر یا عسل یا قرار دادن آن در انتهای زبان 10- بالا کشیدن زانوها به درون سینه 11- گاز زدن یک تکه لیموترش 12- ماساژ انتهای گلو 13- نوشیدن آب به حالت درازکشیده و خوردن از سمت مقابل لیوان ( کمی عجیب است نه؟ ممکن است آب بریزد توی یقه مان!!) 14- ترساندن توسط اطرافیان ( هم خنده بازار است هم درمان ! به شرطی که زیاده روی نکنید و طرف را به جای رهایی از سکسکه به ناراجتی های دیگر مبتلا نکنید ) همانطور که گفتم راههای خانگی بیشتری هم برای سکسکه گزارش شده. شما هم می توانید این فهرست را بر اساس تجربه خود تکمیل کنید. اگر سکسکه به علل مصرف دارویی باشد یا کمی طولانی شود ، حتما به پزشک مراچعه کنید. برخی از پزشکان درمانهای دارویی و حتی در موارد بسیار حاد روشهای جراحی برای درمان این عارضه پیشنهاد کرده اند. شما نیز تجارب خود را در این زمینه کامنت کنید. جمعه، 21 مرداد 1390نخستين مالک شناسنامه ايران: فاطمه ايرانی
در ایران، نخستین مجموعه رسمی ثبتاحوال در سوم دی ماه 1297 به عنوان بخشی از بلدیه تاسیس شد و نخستین سند ولایت یا همان شناسنامه هم در همین تاریخ برای فردی به نام «فاطمه ایرانی» در تهران به ثبت رسید.
نخستین سند هویتی ایرانیان خارج از کشور در اسفند ماه 1308 در شهر بمبئی به نام «عبدالحسین سپنتا» صادر شد. سپنتا همان کسی است که بعدها نخستین فیلم ناطق ایرانی با عنوان «دختر لر» را ساخت. اگر چه در ایران انتخاب نام خانوادگی از سالهای انقلاب مشروطه در میان قشر روشنفکر جامعه رواج یافته بود، اما با پایان یافتن جنگ جهانی اول و در سال 1304، واحد زیرمجموعه بلدیه به «اداره» ارتقا یافت و عنوان «احصائیه» برای آن انتخاب شد. پس از آن و در زمان سلطنت رضاشاه، در سال 1313 با تصویب قانون مدنی، استفاده از القاب گذشته منسوخ و انتخاب نام خانوادگی برای کلیه اتباع ایران اجباری شد. در این دوران، افرادی به عنوان مامور ثبت به مناطق مختلف فرستاده میشدند تا نام خانوادگی برای هر طایفه مرجع قانونی داشته باشد. گزینش نام خانوادگی نیز، معمولا از چند روش پیروی میکرد که یکی از آنها پیشه نیاکان در یک قوم است. محل اسکان قوم و نام یا شهرت بزرگ خاندان (پدر، پدربزرگ، جد)، از دیگر شیوههای متداول انتخاب نام خانوادگی بوده است. گاهی هم یک نام خانوادگی بر اساس شغل یا حرفه (همچون صراف، جواهریان، پزشکزاد) یا یک ویژگی بدنی یا فیزیکی (خوشچهره، قهرمان) بازمیگشت. در نهایت و با تصویب قانون مدنی کشور در سال 1313 ثبت نام خانوادگی نیز، اجباری شد. بر اساس قانون، سرپرست خانواده باید برای خانواده خود نامخانوادگی انتخاب میکرد و نام خانوادگی تخصیص یافته از سوی وی به سایر افراد خانوادهاش هم اطلاق میشد. و از آن زمان تاکنون بیش از چهار نسل از ایرانیان به این نامهای خانوادگی خوانده میشوند. «محمدی» فراوانترین نام خانوادگی و «محمد» و «فاطمه» فراوانترین نامها اسماعیلی درباره فراوانی نام خانوادگی در کشور، به ایسنا گفت: برابر اطلاعات پایگاه جمعیت کشور بیشترین فراوانی نامهای خانوادگی به ترتیب «محمدی» با 750 هزار عنوان، «حسینی» با 50 هزار عنوان، «احمدی» با 470 هزار عنوان، «کریمی» با 352 هزار عنوان، «موسوی» با 505 هزار عنوان، «جعفری» با 300 هزار عنوان و «قاسمی» با 270 هزار عنوان است. به گفته مدیرکل اسناد هویتی سازمان ثبت احوال کشور، بیشترین فراوانی نام از ابتدا تاکنون برای مردان به ترتیب محمد، علی، حسین، مهدی، حسن، رضا، محمدرضا، علیرضا، احمد و عباس و برای زنان فاطمه، زهرا، مریم، معصومه، زینب، سکینه، رقیه، خدیجه، لیلا و مرضیه بوده است. منبع چهارشنبه، 19 مرداد 1390پیدا کردن مدل گوشی افراد از روی شماره موبایل آنها
فرض کنید شماره تلفن یک فرد را در اختیار دارید و دوست دارید بدانید گوشی وی ساخت کدام کارخانه است و مدل دقیق گوشی او چیست. شاید در نگاه اول چنین چیزی ممکن نباشد، اما در صورتی که شماره مورد نظر شما «ایرانسل» یا «همراه اول» باشد به سادگی چنین کاری امکان پذیر است. تنها لازمه این کار نیز دسترسی به اینترنت است. در این ترفند قصد داریم به معرفی پیدا کردن نوع گوشی افراد مختلف از روی شماره تلفن همراه آنها بپردازیم.
خطوط «ایرانسل» برای پیدا کردن نوع گوشی شماره های «ایرانسل» کافی است به آدرس اینترنتی http://92.42.49.87:8080/mtn_ir-mt-web-portal مراجعه کنید. سپس شماره تلفن همراه مورد نظر را با پیش شماره و بدون صفر وارد کنید و روی دکمه «مرحله بعد» کلیک نمایید (به عنوان مثال ۹۳۵۰۰۰۰۰۰۰). در صفحه بعد، کارخانه و مدل گوشی این شماره را خواهید دید. خطوط «همراه اول» برای پیدا کردن مدل گوشی شمارههای «همراه اول» نیز کافی است به آدرس http://78.38.243.104:8080/mcci-mt-web-portal مراجعه کنید. شماره تلفن همراه را با پیش شماره و به همراه کد ۹۸ و بدون صفر وارد کرده (ترفندستان) و روی دکمه «مرحله بعد» کلیک کنید (به عنوان مثال ۹۸۹۱۲۰۰۰۰۰۰۰). در صفحه بعد، کارخانه و مدل گوشی این شماره موبایل را مشاهده خواهید کرد. این دو صفحه در اصل برای دریافت خدمات دیتا راه انداری شدهاند اما چنین استفاده ای نیز میتوان از آنها کرد. منبع جمعه، 14 مرداد 1390نکته ای جالب از حافظ!
اول این غزل رو بخوانید
بر نيامد از تمناى لبت كامم هنوز / بر اميد جام لعلت دردى آشامم هنوز روز اول رفت دينم در سر زلفين ت و/ تا چه خواهد شد درين سودا سر انجامم هنوز ساقيا يك دور ده زان آب آتش گون كه من / در ميان پختگان عشق او خامم هنوز از خطا گفتم شبى موى ترا مشك ختن / مى زند هر لحظه تيغى زان بر اندامم هنوز نام من رفتست روزى بر لب جانان به سهو / اهل دل را بوى جان مى آيد از نامم هنوز پرتو روى ترا در خلوتم ديد آفتاب / مى رود چون سايه هر دم بر در و بامم هنوز در ازل دادست ما را ساقى لعل لبت / جرعه جامى كه من مدهوش آن جامم هنوز اى كه گفتى جان بده تا باشدت آرام دل / جان به غمهايش سپردم نيست آرامم هنوز در قلم آورد حافظ قصه لعل لبت / آب حيوان مى رود هر دم ز اقلامم هنوز انصافا تشبیه ها و انتخاب کلمات و همچنین آهنگین و روان بودن این غزل مسحور کننده است، ولی یک نکته جالب هم در آن هست که سالها پیش آن را پس از شنیدن یکی از آلبوم های حسام الدین سراج (که همین غزل رو به زیبایی خوانده) به ذهنم رسید. و آن اینکه پس از شنیدن بیت زیر : نام من رفتست روزى بر لب جانان به سهو / اهل دل را بوى جان مى آيد از نامم هنوز به فکر افتادم توی قرآن دنبال کلمه حافظ بگردم . با کمک یک نرم افزار که داشتم یک جستجوی ساده کردم و دیدم در کنار حدود 18 باری که از کلماتی مثل حافظا، حافظون و ... در قران اومده فقط یک بار کلمه "حافظ" دیده میشه إِن كُلُّ نَفْسٍ لَّمَّا عَلَيْهَا حَافِظٌ هيچ كس نيست مگر اينكه نگاهبانى بر او [گماشته شده] است سوره طارق آیه 4 بعد این نکته رو به یکی از اعضای فامیل که سمتی در یونسکو داشت هم گفتم و او هم گفت که در یکی از نامه هاش این نکته رو برای یونسکو نوشته . همین، تا چه قبول افتد و چه در نظر آید منبع
(صفحه 1 از 18، 258 ارسال)
» صفحه بعد
|
جستجوی سریعموضوعاتآمار سايت258 مطلب نوشته شده
310 نظر داده شده
6031 بازديد کننده در ماه
26 بازديد کننده درروز جاری
9 بازديد کننده آنلاين
متحد شدن با این وبلاگمدیریت وبلاگ |